رابطهی باستانگرایی با تمدن نوین اسلامی
قبل از هرچیز باید تأکید کنم که من یک مسلمان ایرانی و علاقمند به کشورم و فرهنگ اصیل اسلامی آن هستم. نه غربزدهام و نه شرقزده. معتقدم نباید با نگاه صفر و صدی به مسائل نگاه کرد؛ خصوصاً به مسئلهی فرهنگ. قطعاً تاریخ و فرهنگ هر کشوری دارای فرازها و نشیبهایی است. اکثراً نه تماماً بد و سیاه است و نه تماماً خوب و سفید.
ما مدعی هستیم که درصدد ساختن تمدن نوین اسلامی هستیم. این تمدن قرار نیست بر پایهی تمدن شکلگرفته توسط خلفای غاصب اموی و عباسی و ... شکل گیرد. همچنین قرار نیست از صفر بنا شود. بلکه هدف اصلی از شکلگیری انقلاب اسلامی، ایجاد تمدن نوین اسلامی بر پایهی داشتههای قبلی و تأملات جدید است.
به عبارت دیگر در بنای یک تمدن غنی و ماندگار اسلامی، ما میبایست با بهرهجویی از آموزههای اسلام ناب و با نظر به فرهنگ و تاریخ غنی ایرانی – اسلامیمان این وظیفهی خطیر را به سرانجام برسانیم. و البته منظورمان از اسلام ناب، اسلامی است که مستقیماً از جانب خداوند و بواسطهی اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده است. همچنین در این راه، نه فقط فرهنگ و تاریخ کشورمان، بلکه فرهنگ و تاریخ تمام اقوام و ملل را مورد مطالعه قرار خواهیم داد.
اما باید توجه داشت که در این میان زمزمههای انحرافی، ما را از مسیر اصلی دور نسازد. این جریانهای انحرافی، به صورت کاملاً مخفی و حتی گاهی با رنگ و لعاب مذهبی، با هدف تضعیف اسلام و دینستیزی، باستانگرایی را ترویج میکنند. در همین راستا موج گستردهای از تبلیغات برای تعظیم و تکریم کوروش در کشور به راه افتاد. جای تأسف اینجاست که برای این جریانها هرگز اصالت و سلامت تاریخ ایران اهمیت ندارد. آنها با تحریف تاریخ و نسبت دادن حکایات و نقل قولهای ساختگی به شخصیتهای مشهور تاریخ ایران باستان، میکوشند آنها را جور دیگری جلوه دهند.
مقام معظم رهبري (دامت برکاته):